صفحه اصلی

آموزش

پژوهش

فرهنگی

کانون قرآن

کتابخانه

 

   

 

  •                                    

سوره فتح

 

 ترجمه آیه

محمد فرستاده خدا است و كسانى كه با او هستند در برابر كفار سرسخت و شديد، و در ميان خود مهربانند، پيوسته آنها را در حال ركوع و سجود مى‏بينى، آنها همواره فضل خدا و رضاى او را مى‏طلبند، نشانه آنها در صورتشان از اثر سجده نمايان است، اين توصيف آنها در تورات است، و توصيف آنها در انجيل همانند زراعتى است كه جوانه‏ هاى خود را خارج ساخته، سپس به تقويت آن پرداخته، تا محكم شده، و بر پاى خود ايستاده است، و به قدرى نمو و رشد كرده كه زارعان را به شگفتى وامى دارد! اين براى آن است كه كافران را به خشم آورد، خداوند كسانى از آنها را كه ايمان آورده‏اند و عمل صالح انجام داده‏اند وعده آمرزش و اجر   برابر دشمنان سختگير و در برابر دوستان مهربان !

 تفسیر آیه

در آغاز مى فرمايد: ((محمد فرستاده خدا است ))

 خدا گواهى به رسالت او داده و همه آگاهان گواهى مى دهند.

سپس به توصيف يارانش پرداخته و اوصاف ظاهر و باطن و عواطف و افكار و اعمال آنها را طى پنج صفت چنين بيان مى كند: اولین وصف ((كسانى كه با او هستند در برابر كفار شديد و محكم هستند)) (و الذين معه اشداء على الكفار).و در دومين وصف مى گويد: ((اما در ميان خود رحيم و مهربانند)) (رحماء بينهم ).آرى آنها كانونى از عواطف و محبت نسبت به برادران و دوستان و همكيشانند، و آتشى سخت و سوزان ، و سدى محكم و پولادين در مقابل دشمنان . در سومين صفت كه از اعمال آنها سخن مى گويد مى افزايد: ((پيوسته آنها را در حال ركوع و سجود مى بينى و همواره به عبادت خدا مشغولند))(تراهم ركعا سجدا).

اين تعبير عبادت و بندگى خدا را كه با دو ركن اصليش ((ركوع )) و ((سجود)) ترسيم شده ، به عنوان حالت دائمى و هميشگى آنها ذكر مى كند،  در چهارمين توصيف كه از نيت پاك و خالص آنها بحث مى كند مى فرمايد: ((آنها همواره فضل خدا و رضاى او را مى طلبند)) (يبتغون فضلا من الله و رضوانا).نه براى تظاهر و ريا قدم برمى دارند، و نه انتظار پاداش از خلق خدا دارند، بلكه چشمشان تنها به رضا و فضل او دوخته شده ، و انگيزه حركت آنها در تمام زندگى همين است و بس .

 و در پنجمين و آخرين توصيف از ظاهر آراسته و نورانى آنها بحث كرده مى گويد: ((نشانه آنها در صورتشان از اثر سجده نمايان است )) (سيماهم فى وجوههم من اثر السجود). به تعبيرى ديگرى ((قيافه )) آنها به خوبى نشان مى دهد كه آنها انسانهائى خاضع در برابر خداوند و حق و قانون و عدالتند، نه تنها در صورت آنها كه در تمام وجود و زندگى آنان اين علامت منعكس ‍ است . به هر حال قرآن بعد از بيان همه اين اوصاف مى افزايد: ((اين توصيف آنها (ياران محمد صلى اللّه عليه و آله ) در تورات است (ذلك مثلهم فى التوراة )

 ولى نبايد فراموش كرد كه تعبير ((و الذين معه )) (آنها كه با او هستند) سخن از كسانى مى گويد كه در همه چيز با پيامبر (صلى اللّه عليه و آله ) بودند، در فكر و عقيده و اخلاق و عمل ، نه تنها كسانى كه همزمان با او بودند هر چند خطشان با او متفاوت بود.

سپس به توصيف آنها در يك كتاب بزرگ ديگر آسمانى يعنى ((انجيل )) پرداخته ، چنين مى گويد: ((توصيف آنها در انجيل همانند زراعتى است كه جوانه هاى خود را خارج ساخته ، سپس به تقويت آن پرداخته ، تا محكم شده و بر پاى خود ايستاده است ، و به قدرى نمو و رشد كرده و پربركت شده كه زارعان را به شگفتى وامى دارد)) (و مثلهم فى الانجيل كزرع اخرج شطاه فازره فاستغلظ فاستوى على سوقه يعجب الزراع .

جالب اينكه : در توصيف دوم كه در انجيل آمده نيز پنج وصف عمده براى مؤ منان و ياران محمد (صلى اللّه عليه و آله ) ذكر شده است (جوانه زدن - كمك كردن براى پرورش - محكم شدن - بر پاى خود ايستادن - نمو چشمگير اعجاب انگيز).

در حقيقت اوصافى كه در تورات براى آنها ذكر شده اوصافى است كه ابعاد وجود آنها را از نظر عواطف و اهداف و اعمال و صورت ظاهر بيان مى كند و اما اوصافى كه در انجيل آمده بيانگر حركت و نمو و رشد آنها در جنبه هاى مختلف است (دقت كنيد).

آرى آنها هرگز از پاى نمى نشينند و دائما رو به جلو حركت مى كنند، در عين عابد بودن مجاهدند، و در عين جهاد عابدند، ظاهرى آراسته ، باطنى پيراسته ، عواطفى نيرومند، و نياتى پاك دارند، در برابر دشمنان حق مظهر خشم خدايند، و در برابر دوستان حق نمايانگر لطف و رحمت او.سپس در دنباله آيه مى افزايد: اين اوصاف عالى ، اين نمو و رشد سريع ، و اين حركت پربركت ، به همان اندازه كه دوستان را به شوق و نشاط مى آورد سبب خشم كفار مى شود ((اين براى آن است كه كافران را به خشم آورد(ليغيظ بهم الكفار).و در پايان آيه مى فرمايد: ((خداوند كسانى از آنها را كه ايمان آورده اند و عمل صالح انجام داده اند وعده آمرزش و اجر عظيمى داده است )) (وعد الله الذين آمنوا و عملوا الصالحات منهم مغفرة و اجرا عظيما).بديهى است اوصافى كه در آغاز آيه گفته شد ايمان و عمل صالح در آن جمع بود، بنابراين تكرار اين دو وصف اشاره به تداوم آن است ، يعنى خداوند اين وعده را تنها به آن گروه از ياران محمد (صلى اللّه عليه و آله ) داده كه در خط او باقى بمانند، و ايمان و عمل صالح را تداوم بخشند، و گرنه كسانى كه يكروز در زمره دوستان و ياران او بودند، و روز ديگر از او جدا شدند و راهى برخلاف آن را در پيش گرفتند، هرگز مشمول چنين وعده اى نيستند.

 نکات آیه

1 - از روايات اسلامى چنين استفاده مى شود كه اصحاب پيامبر (صلى اللّه عليه و آله ) هر چند امتياز مصاحبت آن بزرگوار را داشتند، ولى كسانى كه در دورانهاى بعد مى آيند و از ايمان راسخ و عمل صالح برخوردارند از يك نظر از صحابه افضلند، چرا كه آنها شاهد انواع معجزات بوده اند ولى ديگران بدون مشاهده آنها، و با استفاده از دلائل ديگر، در همان راه گام نهاده اند.

چنانكه در حديثى از پيامبر (صلى اللّه عليه و آله ) مى خوانيم كه يارانش ‍ عرض كردند: نحن اخوانك يا رسول الله ؟! قال : لا انتم اصحابى ، و اخوانى الذين ياتون بعدى ، آمنوا بى و لم يرونى ، و قال : للعامل منهم اجر خمسين منكم ، قالوا بل منهم يا رسول الله ؟ قال : بل منكم ! ردوها ثلاثا، ثم قال : لانكم تجدون على الخير اعوانا!:

آيا ما برادران توئيم اى رسول خدا؟ فرمود: نه ! شما اصحاب من هستيد، ولى برادران من كسانى هستند كه بعد از من مى آيند و به من ايمان مى آورند در حالى كه مرا نديده اند.

سپس افزود: ((افرادى از آنها كه اهل عمل صالحند اجر پنجاه نفر از شما را دارند! عرض كردند پنجاه نفر از خودشان اى رسول خدا؟! فرمود: نه ! پنجاه نفر از شما!! و سه بار آنها اين سخن را تكرار كردند (و پيامبر (صلى اللّه عليه و آله ) نفى كرد) سپس فرمود: اين به خاطر آن است كه شرايطى در اختيار داريد كه شما را در كارهاى خير يارى مى كند)).

در صحيح مسلم نيز از رسول خدا (صلى اللّه عليه و آله ) چنين نقل شده كه روزى فرمود: وددت انا قد راءينا اخواننا: ((دوست مى داشتم برادرانمان را مى ديديم ))!.

قالوا: اولسنا اخوانك يا رسول الله ؟!: ((گفتند: آيا ما برادران تو نيستيم اى رسول خدا))؟!

فرمود: انتم اصحابى و اخواننا الذين لم ياتوا بعد: ((شما اصحاب من هستيد، اما برادران ما هنوز نيامده اند))!!

عقل و منطق نيز همين را مى گويد كه ديگران كه تحت پوشش تعليمات مستمر پيامبر (صلى اللّه عليه و آله ) در شب و روز نبوده اند و در عين حال همانند ياران پيامبر (صلى اللّه عليه و آله ) يا بيش از آنها ايمان و عمل صالح داشته اند برترند.

2 - محبت متقابل اسلامى

در روايات اسلامى كه در تفسير آيه اخير آمده است تاءكيد فراوانى روى اصل ((رحماء بينهم )) ديده مى شود.

از جمله در حديثى از امام صادق (عليه السلام ) مى خوانيم : المسلم اخو المسلم ، لايظلمه و لايخذله ، و لايخوفه ، و يحق على المسلم الاجتهاد فى التواصل ، و التعاون على التعاطف ، و المواساة لاهل الحاجة ، و تعاطف بعضهم على بعض ، حتى تكونوا كما امركم الله عز و جل : رحماء بينكم ، متراحمين ، مغتمين لماغاب عنكم من امرهم ، على ما مضى عليه معشر الانصار على عهد رسول الله (صلى اللّه عليه و آله ):((مسلمان برادر مسلمان است به او ستم نمى كند، تنهايش نمى گذارد، تهديدش نمى كند، و سزاوار است مسلمان در ارتباط و پيوند و تعاون و محبت و مواسات با نيازمندان كوشش كند، و نسبت به يكديگر مهربان باشند، تا مطابق گفته خداوند ((رحماء بينهم )) نسبت به يكديگر با محبت رفتار كنيد، و حتى در غياب آنها نسبت به امورشان دلسوزى كنيد، آنگونه كه انصار در عصر رسول الله بودند)).

ولى عجيب است كه مسلمانان امروز از رهنمودهاى مؤ ثر اين آيه و ويژگيهائى كه براى مؤ منان راستين و ياران رسول الله (صلى اللّه عليه و آله ) نقل مى كند فاصله گرفته اند، گاه آنچنان به جان هم مى افتند و كينه توزى و خونريزى مى كنند كه هرگز دشمنان اسلام آنچنان نكردند!گاه با كفار آنچنان پيوند دوستى مى بندند كه گوئى برادرانى از يك اصل و نسبند.نه خبرى از آن ركوع و سجود است ، و نه آن نيات پاك و ((ابتغاء فضل الله )) و نه آثار سجود در چهره ها نمايان ، و نه آن نمو و رشد و جوانه زدن و قوى شدن و روى پاى خود ايستادن .و عجب اينكه هر قدر از اين اصول قرآنى فاصله گرفته ايم به درد و رنج و ذلت و نكبت بيشترى گرفتار شده ايم ، ولى باز متوجه نيستيم از كجا ضربه مى خوريم ؟ باز ((حميتهاى جاهليت )) مانع انديشه و تجديد نظر و بازگشت به قرآن است ، خدايا ما را از اين خواب عميق و خطرناك بيدار كن 

                                                                                                                   (برگرفته شده از تفسیر نمونه)

سوره احزاب

 

ترجمه آیه

  خداوند فقط مى‏خواهد پليدى و گناه را از شما اهلبيت دور كند و كاملا شما را پاك سازد.

تفسیر آیه

در پايان آيه(33سوره احزاب خداود ) مى فرماید : خداوند فقط مى خواهد پليدى و گناه را از شما اهلبيت (عليهم السلام ) دور كند و كاملا شما را پاك سازد (انما يريد الله ليذهب عنكم الرجس اهل البيت و يطهركم تطهيرا).

تعبير به انما كه معمولا براى حصر است ، دليل بر اين است كه اين موهبت ويژه خاندان پيامبر (صلى اللّه عليه و آله و سلّم ) است .

جمله يريد اشاره به اراده تكوينى پروردگار است ، و گرنه اراده تشريعى ، و به تعبير ديگر لزوم پاك نگاه داشتن خويش ، انحصارى به خاندان پيامبر (صلى اللّه عليه و آله و سلّم ) ندارد، و همه مردم بدون استثناء به حكم شرع موظفند از هر گونه گناه و پليدى پاك باشند. و در اينجا بطور خلاصه مى توان گفت : معصومان داراى يكنوع شايستگى اكتسابى از طريق اعمال خويشند، و يكنوع لياقت ذاتى و موهبتى از سوى پروردگار، تابتوانند الگو و اسوه مردم بوده باشند.به تعبير ديگر معصومان به خاطر تاييدات الهى و اعمال پاك خويش ، چنان هستند كه در عين داشتن قدرت و اختيار براى گناه كردن به سراغ گناه نمى روند درست همانگونه كه هيچ فرد عاقلى حاضر نيست ، قطعه آتشى را بر دارد و به دهان خويش بگذارد با اينكه نه اجبارى در اين كار است و نه اكراهى ، اين حالتى است كه از درون وجود خود انسان بر اثر آگاهيها و مبادى فطرى و طبيعى مى جوشد، بى آنكه جبر و اجبارى در كار باشد.

و اما تعبير اهل البيت به اتفاق همه علماى اسلام و مفسران ، اشاره به اهلبيت پيامبر (صلى اللّه عليه و آله و سلّم ) است ، و اين چيزى است كه از ظاهر خود آيه نيز فهميده مى شود، چرا كه بيت گرچه به صورت مطلق در اينجا ذكر شد، اما به قرينه آيات قبل و بعد، منظور از آن ، بيت و خانه پيامبر (صلى اللّه عليه و آله و سلّم ) است .

اما اينكه مقصود از اهل بيت پيامبر (صلى اللّه عليه و آله و سلّم ) در اينجا چه اشخاصى مى باشد؟ در ميان مفسران گفتگو است بعضى آن را مخصوص همسران پيامبر (صلى اللّه عليه و آله و سلّم ) دانسته اند، و آيات قبل و بعد را كه در باره ازواج رسول خدا (صلى اللّه عليه و آله و سلّم ) سخن مى گويد،قرينه اين معنى شمرده اند.

ولى با توجه به يك مطلب ، اين عقيده نفى مى شود و آن اينكه ضميرهائى كه در آيات قبل و بعد آمده عموما به صورت ضمير جمع مؤ نث است ، در حالى كه ضمائر اين قسمت از آيه (انما يريد الله ليذهب عنكم الرجس اهل البيت و يطهر كم تطهيرا) همه به صورت جمع مذكر است ، و اين نشان مى دهد معنى ديگرى در نظر بوده است .

لذا بعضى ديگر از مفسران از اين مرحله گام فراتر نهاده و آيه را شامل همه خاندان پيامبر اعم از مردان و همسران او دانسته اند.از سوى ديگر روايات بسيار زيادى كه در منابع اهل سنت و شيعه وارد شده معنى دوم يعنى شمول همه خاندان پيامبر (صلى اللّه عليه و آله و سلّم ) را نيز نفى مى كند و مى گويد: مخاطب در آيه فوق منحصرا پنج نفرند: پيامبر (صلى اللّه عليه و آله و سلّم )، على (عليه السلام ) و فاطمه (عليهاالسلام ) و حسن (عليه السلام ) و حسين (عليه السلام ).

با وجود اين نصوص فراوان كه قرينه روشنى بر تفسير مفهوم آيه است تنها تفسير قابل قبول براى اين آيه همان معنى سوم يعنى اختصاص به خمسه طيبه است .

 نکات آیه

1 - آيه تطهير، برهان روشن عصمت است.

بعضى از مفسران رجس را در آيه فوق ، تنها اشاره به شرك و يا گناهان كبيره زشت همچون زنا دانسته اند، در حالى كه هيچ دليلى بر اين محدوديت در دست نيست ، بلكه اطلاق الرجس (با توجه به اينكه الف و لام آن الف و لام جنس است ) هر گونه پليدى و گناه را شامل مى شود، چرا كه گناهان همه رجسند، و لذا اين كلمه در قرآن به شرك ، مشروبات الكلى قمار نفاق گوشتهاى حرام و ناپاك و مانند آن اطلاق شده است (حج - 30 - مائده 90 توبه - 125 - انعام - 145).

و با توجه به اينكه اراده الهى تخلف ناپذير است ، و جمله انما يريد الله ليذهب عنكم الرجس دليل بر اراده حتمى او مى باشد، مخصوصا با توجه به كلمه انما كه براى حصر و تاكيد است روشن مى شود كه اراده قطعى خداوند بر اين قرار گرفته كه اهلبيت از هر گونه رجس و پليدى و گناه پاك باشند، و اين همان مقام عصمت است .

اين نكته نيز قابل توجه است كه منظور از اراده الهى در اين آيه دستورات و احكام او در مورد حلال و حرام نيست ، چرا كه اين دستورات شامل همگان مى شود و اختصاص به اهل بيت ندارد بنابر اين با مفهوم كلمه انما سازگار نمى باشد.

پس اين اراده مستمر اشاره به يك نوع امداد الهى است كه اهل بيت را بر عصمت و ادامه آن يارى مى دهد و در عين حال منافات با آزادى اراده و اختيار ندارد (چنانكه قبلا شرح داديم ).

در حقيقت مفهوم آيه همان چيزى است كه در زيارت جامعه نيز آمده است عصمكم الله من الذلل و آمنكم من الفتن ، و طهركم من الدنس ،و اذهب عنكم الرجس ، و طهركم تطهيرا:خداوند شما را از لغزشها حفظ كرد و از فتنه انحرافات در امان داشت ، و از آلودگيها پاك ساخت و پليدى را از شما دور كرد، و كاملا تطهير نمود.با اين توضيح در دلالت آيه فوق بر مقام عصمت اهل بيت نبايد ترديد كرد.

2 - آيه تطهير درباره چه كسانى است ؟

گفتيم اين آيه گرچه در لابلاى آيات مربوط به همسران پيامبر (صلى اللّه عليه و آله و سلّم ) آمده اما تغيير سياق آن (تبديل ضميرهاى جمع مؤ نث به جمع مذكر) دليل بر اين است كه اين آيه محتوائى جداى از آن آيات دارد.

به همين دليل حتى كسانى كه آيه را مخصوص به پيامبر (صلى اللّه عليه و آله و سلّم ) و على و فاطمه و حسن و حسين (عليهم السلام ) ندانسته اند معنى وسيعى براى آن قائل شده اند كه هم اين بزرگواران را شامل مى شود و هم همسران پيامبر (صلى اللّه عليه و آله و سلّم ) را.ولى روايات فراوانى در دست داريم كه نشان مى دهد آيه مخصوص اين بزرگواران است ، و همسران در اين معنى داخل نيستند هر چند از احترام متناسب برخوردارند. اينك بخشى از آن روايات را ذيلا از نظر مى گذرانيم :

الف : رواياتى كه از خود همسران پيامبر (صلى اللّه عليه و آله و سلّم ) نقل شده و مى گويد: هنگامى كه پيامبر (صلى اللّه عليه و آله و سلّم ) سخن از اين آيه شريفه مى گفت ، ما از او سؤ ال كرديم كه جزء آن هستيم فرمود: شما خوبيد اما مشمول اين آيه نيستيد!

از آن جمله روايتى است كه ثعلبى در تفسير خود از ام سلمه نقل كرده كه پيامبر (صلى اللّه عليه و آله و سلّم ) در خانه خود بود كه فاطمه (عليهاالسلام ) پارچه حريرى نزد آن حضرت آورد، پيامبر (صلى اللّه عليه و آله و سلّم ) فرمود: همسر و دو فرزندانت حسن و حسين را صداكن ، آنها را آورد، سپس غذا خوردند بعد پيامبر (صلى اللّه عليه و آله و سلّم ) عبائى بر آنها افكند و گفت : اللهم هؤ لاء اهلبيتى و عترتى فاذهب عنهم الرجس و طهرهم تطهيرا: خداوندا اينها خاندان منند، پليدى را از آنها دور كن ، و از هر آلودگى پاكشان گردان و در اينجا آيه انما يريد الله نازل شد... من گفتم آيا من هم با شما هستم اى رسولخدا!، فرمود: انك الى خير تو بر خير و نيكى هستى (اما در زمره اين گروه نيستى ).و نيز ثعلبى خود از عايشه چنين نقل مى كند: هنگامى كه از او در باره جنگ جمل و دخالت او در آن جنگ ويرانگر سؤ ال كردند (با تاسف ) گفت : اين يك تقدير الهى بود!، و هنگامى كه درباره على (عليه السلام ) از او سؤ ال كردند چنين گفت : تسئلنى عن احب الناس كان الى رسول الله (صلى اللّه عليه و آله و سلّم ) و زوج احب الناس ، كان الى رسول الله لقد راءيت عليا و فاطمة و حسنا و حسينا عليهم السلام و جمع رسول الله (صلى اللّه عليه و آله و سلّم ) بثوب عليهم ثم قال : اللهم هؤ لاء اهلبيتى و حامتى فاذهب عنهم الرجس و طهرهم تطهيرا، قالت : فقلت يا رسول الله ! انا من اهلك قال تنحى فانك الى خير!: آيا از من در باره كسى سؤ ال ميكنى كه محبوبترين مردم نزد پيامبر (صلى اللّه عليه و آله و سلّم ) بودو از كسى ميپرسى كه همسر محبوبترين مردم نزد رسولخدا (صلى اللّه عليه و آله و سلّم ) بود، من با چشم خود، على و فاطمه و حسن و حسين را ديدم كه پيامبر (صلى اللّه عليه و آله و سلّم ) آنها را در زير لباسى جمع كرده بود و فرمود: خداوندا! اينها خاندان منند و حاميان من ، رجس را از آنها ببر و از آلودگيها پاكشان فرما، من عرض كردم اى رسول خدا آيا من هم از آنها هستم ؟ فرمود: دور باش ، تو بر خير و نيكى هستى (اما جزء اين جمع نمى باشى ).اين گونه روايات با صراحت مى گويد كه همسران پيامبر (صلى اللّه عليه و آله و سلّم ) جزء عنوان اهلبيت در اين آيه نيستند.با اينحال جاى تعجب است كه بعضى از مفسران اصرار دارند كه آيه مفهوم عامى دارد و همسران پيامبر (صلى اللّه عليه و آله و سلّم ) نيز در آن وارد هستند، هر چند اكثريت علماى اسلام اعم از شيعه و اهل سنت آن را محدود به اين پنج تن مى دانند.قابل توجه اينكه عايشه همسر پيامبر (صلى اللّه عليه و آله و سلّم ) كه طبق گواهى روايات اسلامى در بازگو كردن فضائل خود و ريزهكاريهاى ارتباطش ‍ با پيامبر چيزى فروگذار نمى كرد اگر اين آيه شامل او مى شد قطعا در لابلاى سخنانش به مناسبتهائى از آن سخن مى گفت در حالى كه هرگز چنين چيزى از او نقل نشده است .

                                                                                                                          (برگرفته شده از تفسیر نمونه)

 

 
 
 
     
 

صفحه اصلی - درباره ما تماس با ما - تبلیغات - فروشگاه - پرسش و پاسخ- پیوندها - گوناگون

واحدهای داخلی- پژوهش - فرهنگی - گالری عکس